تحقیقات برای کنترل پدیده ها.           research for control phenomena

تحقیقات من                                         

نوشتۀ: مسعود کرشی

قسمت پنجم: تحقیقات برای کنترل پدیده ها.

براستی اگر بر پدیده های اطراف مان کنترلی نداشته باشیم، چه اتفاقی خواهد افتاد. برای جواب به این سوال بی درنگ به فکر سیل و زلزله خواهید افتاد و بیان می دارید که متحمل خسارت های بی شماری خواهید شد و باید برای برگشت اوضاع به شرایط اولیه هزینۀ سنگینی پرداخت نمایید.

به نظر شما کنترل بر پدیده های محیط اطرافمان تا چه اندازه مهم است؟

شرایط کنترلی که در کارخانه و مراکز تولید اعمال می شود سبب می گردد که محصول تولید شده با بهترین کیفیت و کمترین درصد خطا به دست مشتریان برسد.

کنترل بر مسائل اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی از بروز بحرانها جلوگیری می کند. بحران های که می تواند باعث اخلال در توسعه و برنامه ریزی های انجام گرفته شود.

اگر بخواهیم تعدادی از شاخص ترین بحرانهای جامعه خودمان را برشماریم می توانیم از بحران هویت، بیکاری قشر تحصیلکرده، ازدواج، مسکن، نقدینگی بانکها، افت ارزش پول ملی، مشروعیت و بحران در آموزش کشور را نام برد که در صدر قرار دارند. براستی برای اینکه این شاخص ها تبدیل به بحران نشوند، چقدر به محققمان در این زمینه اجازه فعالیت داده ایم و چقدر برای جلوگیری از وقوع آنها هزینه کرده ایم. در نگاهی بسیار کوتاه بینانه که خود بسیار شاهد بوده ام، مسئولینی در صدر امور هرگونه هزینه در این زمینه را به نوعی اتلاف انرژی می دانند و با پافشاری تمام سعی می کنند که از انجام چنین تحقیقاتی جلوگیری کنند. براستی تا یادم نرفته عنوان دارم که مهمترین بحران فعلی کشور، مدیریت در پست های مختلف است که متاسفانه هیچ گونه کنترلی بر آن صورت نمی گیرد چون هیچ تحقیقی در این زمینه انجام نمی شود.

                                                                       اوست و دیگر هیچ

رهبری روح خرد جمعی

تحقیقات من

نوشتۀ مسعود کرشی

قسمت چهارم: رهبری روح خرد جمعی

اگر نگاهی به برندگان جوایز نوبل در رشته های علوم و فنی در یکی دو دهۀ گذشته بیندازیم، نکته ای اساسی که جلب توجه می کند این است که این جایزه در اکثر موارد به دو یا چند دانشمند بنام یا بهتر بگویم، تیم تحقیقاتی تعلق گرفته است. آنچه که در این مبحث مورد واکاوی قرار می گیرد این است که ریاست این تیم تحقیقاتی بر عهدۀ کیست.

در سالیان اخیر آنچه که در گروهها و تیم های تحقیقاتی به طور غیررسمی پدید آمده و کلیۀ اعضای آن با هر عنوان و عقیده ای خود را ملزم به پذیرش فرامین آن می دانند، اصطلاح رهبری خرد جمعی است. برای اینکه این اصطلاح تبدیل به یک فرآیند منطقی تر گردد، شورای تیم تحقیقاتی پایه گذاری گردید ولی آنچه که همۀ اعضای گروه می دانند این است که این شورا فقط جنبۀ سیستماتیک مسئله است. رهبری در یک تیم تحقیقاتی، با رهبری در یک تیم عملیاتی یا گروه اجرایی متفاوت است. در تیم های عملیاتی همه موظفند به دستورات رهبر یا لیدر گروه توجه کنند و بدون هیچ گونه تجزیه و تحلیلی آن را اجرا نمایند. در چنین موردی مسئولیت موفقیت یا عدم موفقیت تیم یا گروه بر عهده رهبر آن است. ولی در تیم های تحقیقاتی براساس یک احساس درونی ضمن اینکه همه به هم احترام می گذارند، سعی می کنند از فرایندی که حداکثر بازده و بیشترین ایده را داشته باشد، پیروی کنند و این ممکن نمی شود مگر آنکه هر نفر از تیم تحقیقاتی می پذیرد که همزمان هم رهبر گروه و هم عضو گروه باشد.

                                                                                      اوست و دیگر هیچ.

فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش ایران

 فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش ایران

پژوهشگر: مسعود کرشی

پوستر ارائه شده به همایش ملی عصر اطلاعات و ارتباطات. دانشگاه آزاد اسلامی ساری

چکیده:

حرکت جهانی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه برای تغییر ساختار آموزشی، با دگرگونی جوامع از جوامع سنتی به جوامع دانایی محور و بهره گیری از شرایط نوین ارتباطی پدید آمده است. مسئولان با درک تغییر شرایط جهانی و نیاز کشور به تغییرات در آموزش و پرورش، این تحولات را در اسنادی مصوب نموده اند تا بیان دارند که آنچه در جامعه دانایی محور ارزش محسوب می شود تولید علم و دانش است. استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش را می توان فرآیندی دانست که موجب تحقق جامعه دانایی محور خواهد شد.

در این مقاله ابتدا اهداف و مولفه های کلیدی استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش بیان شده و سپس به اهمیت و ضرورت چنین عملی پرداخته شده است. سپس روندهای اجرایی و چالش های توسعه مدارس در این زمینه ارائه گردیده و در پایان مدلی جدید، طراحی و تبیین شد که تا پایان سال 2015 آموزش و پرورش کشورمان بتواند به اهداف کیفی و کمی ارائه شد ه در این مقاله نائل گردد.

کلید واژه : اطلاعات و ارتباطات – آموزش و پرورش –  فناوری - توسعه.

Abstract:

Global movement in developed countries and developing educational structure for change, with the transformation of traditional societies to societies, knowledge-oriented society and using modern communication conditions are created. Officials understand the circumstances change and the need of a change in education, these developments have approved the documents to express that knowledge in society what is considered value-oriented knowledge is produced. Use of information and communication technology in education can be considered a process that causes society will be knowledge-oriented.
This article first goals and key components of information and communication technology in education and expressed the importance and necessity of such action has been paid. Then development trends and challenges schools performance in this area and give the end a new model, designed to explain the end of 2015 our education to be able to provide quality and quantity goals you can achieve in this article.
Key words: information and communication - education - technology - development

 

ادامه نوشته

تحقیقات برای پیش بینی                                               research for predict

 تحقیقات من                                           

نوشتۀ: مسعود کرشی

قسمت سوم: تحقیقات برای پیش بینی.

قبل از ورود به بحث بهتر است خاطره ای در این زمینه ذکر کنم. برای اولین همایش ملی سند چشم انداز ج.ا.ا. در افق 1404 چون مقاله ام برای سخنرانی پذیرفته شده بود، جهت ارائه و حضور در همایش به مدت 2 روز به تهران دعوت شدم. از گرایش های مختلف علمی در سطوح بالا در این همایش بزرگ درسالن همایش های صدا وسیما حضور داشتند. قبل از سخنرانی ام، که با اتفاقاتی عجیب همراه بود، دکتر عزتی استادیار دانشگاه تربیت مدرس راجع به «انطباق برنامه چهارم توسعه با سند چشم انداز» سخنرانی نمودند. در قسمت پایانی نکات جالب مطرح نمودند که عیناًٌ به دلیل اهمیت مسئله در ذیل می آید: « در برنامه برای نرخ رشد درآمد سرانۀ کشور 9/6% هدف گذاری شده است. اگر درآمد سرانۀ ایران با این نرخ رشد کند و کشورهای منطقه نیز با نرخ رشد موجودشان رشد کنند، رتبۀ ایران 11 خواهد شد. یعنی در این صورت نیز رتبۀ ایران از 9 به 11 تنزل یافته است. اما اگر به جای این رشد، نرخ رشدی 5/10 درصد داشته باشیم تنها می توانیم رتبۀ خود را در همان سطح نهم حفظ کنیم. اگر بخواهیم به رتبۀ اول برسیم باید نرخ رشد اقتصادی کشور به 8/16 درصد در سال برای P سرانه و رشد بیش از 18 درصد در سال برای GDP برسد». بالاخره در جمع بندی چنین بیان داشتند که: «اهداف کمی مندرج در برنامه به حدی محدود است که در صورت تحقق آنها وضعیت ایران از نظر رتبه، نه تنها پس از بیست سال به جایگاه اول نمی رسد، بلکه در بسیاری از شاخص ها از وضعیت نسبی موجود در منطقه نیز عقب تر خواهیم رفت».

اتفاقاتی که بعد از سخنرانی شان افتاد به مراتب مسخره و تامل برانگیز بود. هیات رئیسه همایش به سخنان مطرح شده تاختند و آن را نوعی خلط مبحث دانستند و ایران را دائماً در حال اوج. یکی از آقایان اظهار داشت ما با دسترسی به انرژی صلح آمیز هسته ای مطمئناً در چند سال نه در منطقه شاید در جهان اول شویم. جالب است که جواب دکتر عزتی یک جمله بیش نبود: «تحقیقات برای پیش بینی است و پیش بینی برای برنامه ریزی آینده».

بی گمان هیجان انگیزترین استفاده از تحقیقات، پیش بینی رفتار آتی پدیده های مورد مطالعه است. فرآیند پیش بینی رفتارهای آتی، در واقع می تواند نوعی ثبات و یا اصول معینی را در روند تحقیقات به ذهن وارد کند، که به واسطۀ آن می تواند برنامه ریزی جدید با نگاهی به افق آینده انجام شود. پیش بینی لازمۀ برنامه ریزی است. در جامعه ای که نتوان تا حدودی آینده را پیش بینی کرد، اصولاً برنامه ریزی مفهومی نخواهد داشت و می توان بر عکس آن را نیز صادق دانست؛ یعنی عدم برنامه ریزی معادل است با عدم شناخت آینده.

برای شناخت آینده لازم است در مورد پدید های مختلف، تحقیقات علمی متنوع صورت گیرد. این امر در کشورهای توسعه یافته به وفور انجام می پذیرد و در بسیاری از این کشورها، برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت مختلف وجود دارد که برای مبنای تحقیقات انجام شده، نوشته شده و در حال اجرا و یا اجرا خواهد شد. ولی در کشورهای کمتر توسعه یافته، معمولاً نگرشی به برنامه های میان مدت و بلند مدت وجود ندارد چون تحقیقاتی انجام نگرفته و یا کارهای تحقیقی انجام شده بسیار ضعیف است.

لازم است که جملۀ معروف را تکرار کنیم که: «تحقیقات برای پیش بینی است و پیش بینی برای برنامه ریزی آینده».

                                                                                                اوست و دیگر هیچ

یادی از یک مرکز تحقیقاتی گمنام

یادی از یک مرکز تحقیقاتی گمنام:

وقتی که به خیابان منتهی به دو مرکز تحقیقاتی تاثیرگذار کشور رسیدم، بی درنگی نگاهی به پارک آن طرف خیابان انداختم و چند سال قبل را به یاد آوردم. با خود قراری گذاشتم که اگر بر غول فقر و انصراف از دانشگاه  غلبه کرده، احیاناً ادامه تحصیل برایم ممکن و فارغ التحصیل شوم، حتماً به این دو جا سرکی بکشم.

خدا بر من منت نهاد و توانستم به قولم عمل کنم. وارد اولین مرکز تحقیقاتی شدم «مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری». با آنکه جوانی به شدت خام بودم، کلی تحویلم گرفتند و توانستم برخی از قسمت های مرکز از جمله کتابخانۀ تخصصی را نیز ببینم و همین باعث گردید تا چند سال بتوانم از نشریات تخصصی مرکز استفاده کنم.

مغرور از ورود به چنین جایی، وارد مرکز تحقیقاتی دیگری که دقیقاً جنب آن واقع  بود شدم. در واقع خودم را به نوعی متعلق به این مرکز می دانستم «مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات». علیرغم جذابیت باغ و محوطه و ساختمان هنگام ورود احساس بدی داشتم. وارد ساختمان اصلی که شدم با بی اعتنایی به من گفتند که سطح تحصیلات پایین شما، شما را نشاید وارد این مکان شدن و حتی از کنار آن گذشتن! ماندن در داخل ساختمان برایم سخت شده بود نه از جهتی که برخوردشان بد بود بلکه صدای نالۀ کلماتی را می شنیدم که انگار در حبس بودند، کلماتی از دانشمندان بزرگ جهان در رشته های مختلف علوم.  با خودم فکر کردم که چرا در این مرکز که قاعدتاً باید محل زایش و تولید تئوری (خلق کلمات جدید) باشد، این گونه  به بند کشیده شده اند.

یافتن پاسخی برای این سوال تا چند سال ذهن مرا به خود مشغول کرد. تا اینکه چندی پیش با برخی از دانشجویان دکتری علوم و فنی هم صحبت شدم. بعضی ها می گفتند که بعد از دفاع، چون ویزای فلان کشور را دارند، راهی غربت خواهند شد. به شوخی گفتم که مرا نیز با خود ببرید. یکی از آنها که از شوخی من عصبانی شده بود گفت: کشورهای اروپایی و آمریکایی به حمال احتیاج دارند نه به فکر.  به کسانی احتیاج دارند که برایشان وسایل جدید با فناوری پیشرفته تولید کنند، ولی همیشه مراقبند که در رشته های راهبردی از افراد بومی همان کشور استفاده کنند.

با یاد آماری افتادم که نشان می داد بیشتر فیلسوفان خصوصاً در زمینۀ تعلیم و تربیت اروپایی و آمریکایی هستند و کمتر فیلسوف جهان سومی در آمریکا یا اروپا فعالیت دارد. ولی تا دلتان بخواهد مهندسان برق، مکانیک، صنایع، کامپیوتر، دانشمندان فیزیک و شیمی، پزشکان حاذق از کشورهای کمتر توسعه یافته در این کشورها وجود دارند. آماری دیگر نظرم را جلب کرد که بیان می داشت 80 درصد از روانشناسان جهان، آمریکایی هستند این یعنی که سعی دارند بر فکر تسلط پیدا کنند نه بر اشیاء.

بالاخره جواب سوالم را یافتم: در ایران باید دانشگاه صنعتی شریف وجود داشته باشد تا بتواند بهترین متخصصان را برای کشورهای اروپایی و آمریکایی تربیت کند  ولی نباید مرکز تولید فکر و اندیشه ای وجود داشته باشد و اگر این مرکز، «مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات» احیاناً به وجود آمده باشد، لازم است به افرادی سپرده شود که کلمات را به حبس کشند و تئوری های جدید را تعطیل کنند.

باز سوال دیگر ذهنم را به خود مشغول می دارد که آیا سیاست های راهبردی ما و کشورهای غربی یکسان است که چنین هماهنگ عمل می کنیم؟

تحقیقات برای توضیح پدیده ها.                                      research for explain phenomena

 

تحقیقات من                                 

نوشتۀ: مسعود کرشی

قسمت دوم: تحقیقات برای توضیح پدیده ها.

کاربردی ترین استفاده از تحقیقات، توضیح و توصیف پدیده هاست. در اتفاقات روزمره و محیط اطرافمان با پدیده های پیچیده و متنوعی روبرو می شویم، برای کسب اطلاع از علت این وقوع هر یک در مرحلۀ نخست لازم است آن پدیده به خوبی مورد شناسایی قرار گیرد، سپس روابط بین سیستم های مرتبط با آن تشخیص داده شود و نقاط مهم و یا مراحل کلیدی آن برجسته سازی گردد. کل این فرآیند همان مرحلۀ بیان مسئله در پروپوزال نویسی است که هر ناظر یا خواننده ای بتواند با مطالعۀ آن یک دید کلی و جامع از آن بدست آورد.

در مورد پدیده های فیزیک معمولاً به آسانی و با ضریب خطالی کمتری می توان به توضیح و تبیین پرداخت؛ چون از قوانین ثابت طبیعی پیروی می کنند. مثلاً علت افتادن سیب از درخت در مقام توضیح، وجود نیروی جاذبۀ گرانشی زمین است و پوکی استخوان به علت کمبود کلسیم عارض می گردد. ولی در مورد پدیده های مربوط به ارگانیسم های زنده این عمل به مراتب دشوارتر و پیچیده تر است. دشواری و پیچیدگی در این موارد به علت وجود درجات آزادی بی شماری است که برای آن علت آن رفتار به خصوص وجود دارد که برخی از آن تاکنون برای مان ناشناخته مانده است. در ضمن آنکه این پدیده ها می تواند در لایه های مختلف و از جهات مختلف تاثیر پذیرد.

برای توضیح پدیده های مربوط به ارگانیسم های زنده معمولا دو روش پیشنهاد می گردد:

1.      استفاده از زبان عمومی مشترک برای تبیین آن.

2.      استفاده از آمار به عنوان شرط تکرار پذیری چنین رخدادی.

در قسمت های بعدی هر یک از این قسمت ها به تفصیل توضیح داده خواهد شد.

 

                                                                         اوست و دیگر هیچ.

 

خط قرمز تحقیقات

تحقیقات من

نوشتۀ مسعود کرشی

قسمت اول: خط قرمز تحقیقات.

بهتر است با سوالی کلیدی مطلب را شروع کنیم که، آیا تحقیقات و پژوهش دارای خطوط قرمزی است؟ اگر جواب آن مثبت است، چگونه و چه کسانی آن را تعیین می کنند.

در بحثی در زبان تخصصی موقعی که صحبت از شمردن پای مگس بود، ارسطو وقتی که شمارش انجام می داد و بارها این عمل را تکرار کرد، عدد 5 را برای تعداد پاهای مگس فرض کرد. این عدد تا مدتها مورد هیچ پرسشی واقع نگردید که البته می تواند علل مختلفی داشته باشد صرف نظر از علل آن، مسئله عدم پرسش یا مورد آزمایش مجدد قرار نگرفتن است.

چرا مسئله ای به این سادگی مورد پرسش واقع نمی شود و بدون هیچ استدلالی تا مدتها پذیرفته شده است؟

ورقی دیگری از تاریخ را مرور می کنیم که گالیله به خاطر تحقیقات درباره نجوم به این مسئلۀ مهم پی برده بود که خورشید در مرکز منظومۀ شمسی و زمین و سیارات دیگر به دور آن می گردند. با عنوان این مطلب و تحقیق، همۀ عوامل کلیسا بر ضد او همدست شدند تا آنچه را که واقعیت است را کتمان نماید، آیا ساختار طبیعت و نظم موجود در مقابل این اقدام کلیسا، زمین را مرکز عالم قرار داد؟

به زمان حال و دو یا سه روز قبل بر می گردیم که وزیر آموزش و پرورش در مقابل آماری که عنوان شده بود حدود 30000 دانش آموز سیگاری وجود دارد، چنین عنوان داشت که این مطلب با چه عنوانی و تحقیقی بیان شده و کسی که چنین ادعایی می کند باید اسم دانش آموزان مورد نظر را در لیستی به ما اعلام کند و چرا مثلاً تعداد این دانش آموزان، 30002 نفر نیست. آیا چنین پاسخ گفتن در برابر یک مطلب، عنوان این که اصلاً چنین چیزی وجود ندارد و صورت مسئله را پاک کنیم، تعداد دانش آموزان سیگاری را کم خواهد کرد.

آنچه که مسلم است اینکه تحقیقات علمی همواره گره گشای مشکلات آدمی بوده و افق های آینده بهتری را برای پیشرفت ترسیم کرده اند. دیدگاههای مختلقی دربارۀ مرز قائل شدن دربارۀ پژوهش وجود دارد ولی آنچه که به روشنی و وضوح می توان عنوان داشت، اینکه نفس تحقیق و پژوهش فاقد هرگونه مرزبندی است که می تواند تمام زوایای وجودی آدمی و جامعه را در بر گیرد. عنوان داشتن نتایجی خلاف واقع از پژوهش نمی تواند ضرر و زیانی متوجه جامعۀ انسانی کند؛ مهم این است که این نتایج تا چه حد مورد کاربرد قرار گیرند.

اصرار بر تلقیات بستۀ ذهنی است که باعث کشیدن خط قرمز بر تحقیقات می گردد. تحقیقات است که می تواند فرد را از مرکز علم بودن به زیر فرود آورد (ارسطو). تحقیقات است که می تواند باعث فروپاشی سیستم های حکومتی منجمد گردد (حکومت کلیسا) و در پایان تحقیقات است که می تواند باعث بهبود اوضاع دانش آموزان سیگاری گردد. اگر ما از نتایج آن هراسی نداشته باشیم.

                                                                           اوست و دیگر هیچ. 

افتتاحیه

تحقیقات من

نوشتۀ مسعود کرشی

«افتتاحیه»

مطلب حاضر آغازی است بر یک مجموعه نوشتار زنجیره ای، دربارۀ تحقیقات و پژوهش در کشور، چالش ها و فرصت ها، گروه تحقیقات آموزشی خودمان، آیندۀ تحقیقات و پژوهش و مبانی نظری و کاربردی آن. نویسنده پس از مدتها و به عللی به صحنۀ نوشتن روی آورده و  سعی دارد در هر قسمت، موردی را واکاوی و نقد کند. باشد که سرآغازی باشد برای ارتقاء پژوهش و تحقیقات در گروه چند نفرۀ خودمان در دانشگاه آزاد ساری.

اصطلاح «تحقیقات من» برگرفته از روندی است که نویسنده سعی دارد با طی آن در دورۀ کارشناسی ارشد و تکرار مکررش، آن را به یک فرآیند درونی تبدیل کند. دوران کارشناسی و نقل وقول مستقیم از دانشمند به نام، نویسندۀ کتاب، استاد و حتی عنوان کردن مطالب و گفته های آنان سپری گردیده و در دورۀ کارشناسی ارشد و دکتری، هر فرد باید بتواند با منطق، تفکر و استدلال خود همۀ اموری را جایز می داند مورد نقد و پرسش قرار دهد. این کار باعث می گردد ضمن برخورد اندیشه و آراء نسل های نو و خاموش، تجربه ای بر تجربیات گذشتۀ خود بیافزاید و خود در این فزونی شریک باشد.

                                                                            اوست و دیگر هیچ